ساختار تولید و توسعه علوم دینی
25 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : پژوهش و حوزه ) زمستان 1381 - شماره 12 )(32 صفحه - از 5 تا 36)
تعداد شرکت کننده : 0

پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه دانش‏آموختگان حوزه و تأکید معظم‏له بر مهم‏ترین اصل توسعه و رشد همه جانبه، یعنی لزوم محوریت تولید علم و جنبش نرم‏افزاری، حمایت همه‏جانبه از دانشوران مولد و مبارزه بی‏امان با آسیب‏های آموزشی، اداری و اجتماعی ـ سیاسی موجود در مسیر آن، فرصتی تاریخی به وجود آورد که مقتضی است حوزه و دانشگاه آن را مغتنم بشمارد و در پشتیبانی نظری و عملی این آرمان پیشگام باشد. میزگرد حاضر با حجج اسلام، آقایان: علیرضا امینی و محمدتقی سبحانی، گامی است علمی در همین مسیر که امید است تمامی دانشوران گرانمایه تداوم بخش آن باشند.

«پژوهش و حوزه»

پژوهش و حوزه: اولین پرسشی که از جناب آقای سبحانی داریم این است که در پیام مقام معظم رهبری، به زمینه‏ها و راهکارهای تولید علم و اندیشه دینی تأکید شده و اشاره خاصی صورت گرفته بود. دوست داریم در این مورد دیدگاه جناب عالی را بشنویم.

حجة‏الاسلام و المسلمین سبحانی: من نخست به پاسخ این سؤال می‏پردازم که اساسا مقوله «تولید علم و دانش» چه ضرورتی دارد؟ و چرا این مسأله در این مقطع خاص از شرایط تاریخی و فرهنگی ما، به صورت جدی مطرح شده است؟

در طول 150 سال گذشته، جهان اسلام به تدریج شرایطی را به خود دیده که به کلی وضعیت ما را از گذشته ممتاز کرده: مواجهه ما با دنیای جدید، پیچیده شدن مناسبات اجتماعی و نوع تحولاتی که در داخل جهان اسلام اتفاق افتاده، نیازمندی‏ها و بایسته‏های جدیدی را مطرح کرده است. اما در رابطه با بحث کنونی باید گفت که دو ویژگی، دوران جدید را به طور مشخص از گذشته ممتاز کرده است. ویژگی اول این است که در این دوران تاریخی، اسلام با رقیبان جدی‏ای در حوزه اندیشه و نظر مواجه بوده است و اندیشه‏ها، مکاتب و دیدگاه‏های گوناگونی مطرح شده که در گذشته وجود نداشته است. ما در گذشته، حداکثر ارتباط فرهنگی‏مان با دنیای مسیحیت بود که از طریق مسیونرها، مسیحیت سنتی را تبلیغ می‏کردند. اما در سده‏های گذشته، به تدریج مکاتب غربی با مدعیات تازه و با درگیری بنیادین نسبت به دین و فرهنگ دینی در جهان اسلام حضور یافتند. طبیعتا حضور این رقیبان جدید، برای حوزه‏های علمیه و اندیشمندان دینی نیازهایی را مطرح کرده که باید به آن‏ها پاسخ گفت.

ویژگی دوم نیاز به حضور دین در صحنه عمل اجتماعی بوده است. در گذشته، نهادهای اجتماعی و حکومت‏ها، تنها در سطح اخلاق و اعتقادات فردی تأثیرگذار بودند و تحقق دین در سطح فرد کافی بود که اسلام بتواند خودش را در صحنه زندگی نشان بدهد. اما هم به دلیل پیچیده شدن مناسبات اجتماعی ـ که حوزه عمومی و

اجتماعی را از حوزه خصوصی به تدریج تفکیک کرد ـ و هم این که حکومت از حوزه اقتدار سیاسی پا فراتر گذاشت و به همه جنبه‏های حیات انسانی نفوذ پیدا کرد، بقای دین در صحنه عمل، مرهون حضور در ابعاد مختلف مناسبات اجتماعی و حاکمیت سیاسی گردید.

این دو ویژگی، در شرایط جدید بخش‏هایی از جهان اسلام و متفکران اسلام را متوجه این نکته کرد که باید در میراث اسلامی باز اندیشی صورت گیرد و احیانا امور صحیح از ناصحیح تفکیک شود و اسلام در جامه تقریری نوین و قابل رقابت با مکتب‏های جدید در بیاید. به همین ترتیب، برای تحقق این اسلام راستین در صحنه عمل، باید مکانیسم‏ها، اندیشه‏ها و ایده‏هایی را فراهم کرد که اسلام را نه صرفا به عنوان یک دین فردی و در حوزه اخلاق شخصی، بلکه به عنوان یک «مکتب راهنمای عمل» معرفی کند.

آن‏چه امروز به عنوان تولید اندیشه دینی یا تولید علم دینی مطرح است، در واقع به این دو نیاز برمی‏گردد: اول. بازاندیشی در میراث اسلامی و تنقیح افکار و معارف دینی از امور زائد و احیانا چیزهایی که بازبسته به دین و فرهنگ دینی بوده است؛ دوم طراحی و مهندسی نظام‏های اجتماعی، بر اساس فرهنگ و آرمان‏های دینی. با این دو نگاه، می‏توان سرفصل‏هایی را برای تولید علم و اندیشه دینی تبیین کرد و نشان

داد که حوزه‏های علمیه در چه بخش‏هایی ـ و دقیقا در چه سرفصل‏هایی ـ نیاز به کار و تلاش دارند.

پژوهش و حوزه: جناب آقای امینی حضرت عالی اگر نظری در این زمینه دارید بفرمایید!

حجة‏الاسلام و المسلمین امینی: بحث خیلی خوبی را آقای سبحانی مطرح کردند، اما به نظر من باز جای یک پرسش جدّی هست و آن این که اساسا مقوله تولید علم چیست؟ خیلی از بحث‏های ما ناظر به این است که ما چه هدفی از فعالیت‏های علمی در سطح کلان داریم. فرمایش آقای سبحانی ناظر به این بود که ما چه هدفی باید از تولید علم داشته باشیم. آن وقت این پاسخ را ایشان می‏دهند که در دوران جدید، اتفاقاتی افتاده که ما هیچ نسبتی با آن‏ها برقرار نکرده‏ایم. اما خوب است مقداری راجع به خود تولید بحث کنیم.

به گمان بنده، «تولید» در مقابل «توزیع و ترویج» قرار می‏گیرد؛ یعنی می‏توانیم فعالیت‏های علمی حوزه علمیه را ـ به طور مثال ـ دو بخش کنیم: در بخش اول، ما علوم حوزوی را پیش برده‏ایم، افق‏های جدیدی برایمان گشوده شده، ابداعاتی صورت گرفته و به اصطلاح، مرزهای علوم حوزوی جا به جا شده است؛ یعنی مجهول‏های عمده‏ای را پاسخ داده‏ایم. بخش دوم، فعالیت‏هایی است که صورت می‏گیرد و خیلی هم ارزشمند است، اما بیشتر شبیه باز تولید و عرضه جدید و بسته بندی مطالبی است که قبلا بوده است. ما وقتی دوره‏های مختلف یک علم (مثلا فقه) را مقایسه می‏کنیم، می‏بینیم در یک برهه‏هایی اساسا مرز آن علم تحول پیدا نکرده است و به نقطه‏های بیشتری نرسیده‏ایم. همین‏طور در علم کلام؛ فرض بفرمایید در یک برهه‏ای، در بحث خداشناسی تحولی به چشم نمی‏خورد یا مثلا در بحث امامت، از آن‏چه «سید مرتضی» در پاسخ «قاضی عبدالجبار» و یا «علامه حلی» در رد «قاضی روزبهان» فرموده‏اند خیلی جلوتر نرفته‏ایم. اما گاه می‏بینیم که اصلاً زاویه نگاه به یک بحث، نحوه ورود و خروج و قالب کلی رویکرد به آن، به طور کلی ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی