نشست: نشست نقد کتاب تاثیر گناه بر معرفت
44 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کتاب ماه فلسفه ) تیر و مرداد 1387 - شماره 10 و 11 )(15 صفحه - از 5 تا 19)
تعداد شرکت کننده : 0

نشست نقد کتاب‏ تأثیر گناه بر معرفت

با حضور

زهرا پورسینا،محمد تقی سبحانی،محسن جوادی و مصطفی ملکیان

اشاره

در نشست نقد کتاب تأثیر گناه بر معرفت با تکیه بر آرای آگوستین که به همت‏ پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی پژوهشگاه‏ علوم و فرهنگ اسلامی برگزار گردید،علاوه‏ بر زهرا پورسینا(مؤلف)،محمد تقی سبحانی و محسن جوادی به عنوان ناقد و مصطفی ملکیان‏ به عنوان ناظر اثر حضور داشتند.در ابتدای‏ جلسه،مؤلف کتاب با معرفی اثر،امتیازات آن‏ را برای حاضران برشمردند.در ادامه ناقدان به‏ طرح دیدگاه‏های خود پرداختند.

(به تصویر صفحه مراجعه شود) ابتدا زهرا پورسینا،مؤلف کتاب به معرفی اجمالی کتاب پرداخت:

کتاب تأثیر گناه بر معرفت پژوهشی است پیرامون یکی از جدی‏ترین مسائلی که امروزه پیش روی‏ معرفت‏شناسان قرار دارد و آن عبارت است از بررسی امکان تأثیرگذاری گناه،به منزله مقوله‏ای دینی- اخلاقی،و عاملی غیر معرفتی،بر معرفت.این مسئله که همواره در حوزه‏هایی چون حوزه ادیان،عرفان،و اخلاق،همچون«اصل موضوع»پذیرفته بوده است،در حوزه معرفت‏شناسی عجیب و دور از ذهن می‏نماید، زیرا اثرگذاری عوامل غیر معرفتی که نه به ساحت عقیدتی،بلکه به ساحت‏های عاطفی-ارادی انسان مربوط

می‏شوند،بر معرفت،آن هم اگر به معنای خاص،مقوله‏ای دینی به حساب آید،به معنای تأثیر و تأثرهای‏ متقابل میان فرایندهای اخلاقی و معرفتی است،که با این اعتقاد رایج و عموما پذیرفته شده در دنیای متجدد که نه تنها آن‏ها را از یکدیگر مستقل به حساب می‏آورند،بلکه به جداسازی‏شان برای رسیدن به عینیت‏ معرفتی توصیه می‏کنند،ناسازگار است.

بدین جهت پرداختن به این موضوع با توجه به تقابلی که با دیدگاه فوق دارد،ورود در حوزه پژوهشی‏ای‏ نوین و زمینه‏ساز توجهی دوباره به جدیت در پرداختن به اصلاح اخلاقی نفس،حتی برای تحصیل معرفت‏ است.

پورسینا افزود:البته آن‏چه موجب شده است که امکان طرح و پرداختن به این موضوع در حوزه‏ معرفت‏شناسی فراهم آید،تغییر توجه معرفت‏شناسان از ساختار خودباور،به چگونگی شکل‏گیری باور بوده‏ است و این امر هنگامی رخ داد که معرفت‏شناسی به جای آن‏که به منزله دانشی تلقی شود که تنها به‏ حوزه منطق تعلق دارد،بدین عنوان که در واقع تأملی است در باب حقیقت و حدود معرفت بشری،در ارتباط نزدیک با حوزه‏های فلسفه نفس و اخلاق و بلکه در ذیل آن‏ها قرار گرفت.

به این ترتیب،بررسی امکان اثرگذاری گناه بر معرفت،به تحلیل فرایند شکل‏گیری باور،و توجه به‏ چگونگی تعامل این فرایند با آن‏چه در ساحت‏های دیگر نفس می‏گذرد،یعنی ساحت‏های احساسات و عواطف و خواسته‏ها،ارتباط می‏یابد و از این حیث،پژوهش در مسئله فوق،پژوهش در حوزه فلسفه نفس‏ نیز قلمداد می‏شود.

مؤلف کتاب،در انتخاب آراء آگوستین به عنوان محور بحث توضیح داد:کتاب تأثیر گناه بر معرفت، ورود در حوزه پژوهشی معرفت‏شناختی است،که با نبودن پیش‏زمینه‏ای نظام‏مند در این باب،آراء یکی از بزرگ‏ترین متفکران عالم مسیحیت را که به چنین تأثیر و تأثری قائل بوده است،وسیله‏ای برای هموار ساختن راه برای پاسخ به مسئله موردنظر قرار می‏دهد.

اما از آن‏جا که این موضوع در آراء خود آگوستین نیز به نحو روشنی مورد بحث قرار نگرفته،به ناچار ضمن طراحی چارچوبی برای تحقیق در اصل مسئله،آن چارچوب را به آراء او عرضه کرده‏ایم تا بتوانیم‏ ضمن تحلیل مسئله به کمک آن‏ها،پاسخ را نه به نحوی خاص و در حوزه‏ای خاص،بلکه به نحوی عام‏ دریافت کنیم.

در واقع طرح این مسئله در حوزه معرفت‏شناسی،طرح مسئله‏ای کلی در حوزه‏ای عقلانی است،نه‏ پرداختن و تنسیق آن دیدگاهی که عمدتا به حوزه‏های دین و عرفان تعلق داشته است.

بدین لحاظ،طراحی مسیری که به نحو منطقی بتواند ما را به پاسخ پرسش نزدیک سازد،با کمک‏ منابعی صورت گرفت که چگونگی ارتباط با حوزه‏های معرفت‏شناسی و اخلاق را می‏توانست روشن سازد یا این‏که نشان دهد که ساحت‏های عاطفی و ارادی نفس چه اثرگذاری‏هایی می‏توانند در ساحت عقیدتی‏ داشته باشند.

زهرا پورسینا دشواری‏های پژوهش در آراء آگوستین را یادآور شد و گفت:عرضه کردن چنین طرحی بر آثار آگوستین قدیس،در وهله نخست مستلزم درک و دریافت شایسته‏ای از نظام فکری آگوستین بود،اما دست‏یابی به آراء آگوستین قدیس نیز به سادگی ممکن نبود،زیرا از یک سو،آثار وی به جز اعترافات برگردان‏ فارسی نداشت،و از سوی دیگر،ترجمه‏های به زبان انگلیسی سایر آثار هم عمدتا در کشور ما موجود نبود. دشواری دیگر این‏که،آثار آگوستین برخلاف اندیشمندانی چون توماس آکوئیناس نه مباحثی دقیقا تفکیک شده و روشن دارد و نه از اصطلاح‏شناسی و نظامی یک‏دست و تنسیق‏شده بهره‏مند است.بنابراین، نو بودن مسئله و در اختیار نداشتن پیش‏زمینه‏ای هموار،و در اختیار نداشتن نظامی روشن از آراء آگوستین‏ قدیس،و کم بودن منابع در هر دو زمینه،مجموعا بر دشواری کار افزود.

زهرا پورسینا از سفر به اتاوا،در راستای تلاش برای هموار ساختن این دشواری‏ها یاد کرد و ادامه داد:

راهنمایی‏های اساتید و دست‏یابی به منابع لازم پس از سفر به اتاوا،مجموعا سبب شد که چارچوب روشنی‏ برای پژوهش در مسئله،طراحی و بر آراء آگوستین عرضه شود.بدین جهت آن‏چه در نهایت شکل گرفت، به صورت بررسی امکان اثرگذاری ساحت‏های عاطفی و ارادی بر ساحت عقیدتی و در نهایت تأثیر گناه به‏ منزله مقوله‏ای متعلق به ساحت‏های فوق بر فرایند معرفت بود.

وی کتاب را دارای سه بخش اصلی دانست:

بخش نخست،که به مباحث تمهیدی اختصاص می‏یابد،به معرفی سه ساحت بنیادین نفس،یعنی‏ ساحت باورها،احساسات و عواطف،و خواسته‏ها روشن ساختن مراد از معرفت و گناه می‏پردازد.در هر قسمت در عین این‏که بحث به نحو کلی صورت گرفته،رأی آگوستین قدیس در خصوص آن روشن شده‏ است.

بخش دوم،که به بحث تأثیر عواطف و احساسات و خواسته‏ها بر ساحت عقیدتی اختصاص می‏یابد، ضمن پرداختن به اصل مسئله،موضوع مهم فعل یا انفعال بودن باور را مورد تحلیل قرار می‏دهد.پس از آن‏ همین موضوع در آراء آگوستین قدیس پی گرفته می‏شود؛به نحوی که با یافتن و تحلیل آموزه‏های اساسی‏ اندیشه وی روشن می‏شود که اعتقاد آگوستین به تأثیر ساحت‏های غیر عقیدتی‏ بر ساحت عقیدتی را می‏توان از تحلیل شاخص‏هایی چون تقدم میل بر معرفت،تعریف باور به منزله اندیشیدن همراه با تصدیق،لزوم تقدم ایمان‏ بر فهم در حوزه‏های الاهیاتی،تحلیل معرفت و سازوکار آن و اعتقاد به تثلیث انسان بیرونی و انسان درونی دریافت.

بخش سوم که به پژوهش در اصل مسئله تأثیر گناه بر معرفت می‏پردازد،ضمن روشن ساختن این‏که چگونه‏ می‏توان گناه را مقوله‏ای معرفت‏شناختی قلمداد کرد،تأثیر گناه را بر معرفت از دید آگوستین‏ با تفکیک تحلیل این تأثیر از حیث مقدمات‏ معرفت و از حیث انواع آن مورد بررسی قرار می‏دهد.

در ادامه ایشان شرح مختصری از روند بحث ارائه داد:در بررسی تأثیر گناه بر معرفت‏ از حیث مقدمات آن،روشن می‏شود که گناه، به منزله روی‏گردانی عالما عامدا از خداوند به سوی خود،نه تنها از همان آغاز حرکت‏ معرفتی رویکرد به موضوع معرفت را از خود متأثر می‏سازد،بلکه در مسیر معرفت هم، نگاه همه‏جانبه به موضوع،بررسی ادله‏ای‏ که به سود یا زیان مسئله اقامه می‏شوند، جمع‏آوری شواهد و قرائن مؤید یا مخالف‏ موضوع،ارتباط دادن آن‏ها به یکدیگر، استنباط نهایی و ارزیابی‏های معرفتی شخص‏ را از خود متأثر می‏سازد.

علاوه بر آن،در حوزه‏هایی که باور در آن‏ها ارتباط تنگاتنگی با احساس‏ها و خواسته‏های انسان

پیدا می‏کند،همچون حوزه الاهیات،مابعد الطبیعه،اخلاق،و زیبایی‏شناسی،گناه اثرات جدی‏تری از خود بر جای می‏گذارد.نیز درک زنده و واقعی و عملی مفاهیم الاهیاتی و اخلاقی در حوزه‏های فوق که مستلزم‏ داشتن فضایل اخلاقی است،با وجود مانع گناه امکان‏پذیر نمی‏گردد.

دست‏یابی به شناختی واقع‏بینانه از خویشتن برای ارزیابی لوازم درونی برای تحصیل معرفت نیز با وجود بی‏تفاوتی نسبت به احساس‏ها و خواسته‏های گناه‏آلود میسر نمی‏شود،علاوه بر این‏که خود یافتن تأثیر گناه‏ بر مراحل شکل‏گیری باور نیز نیازمند کاوشی صادقانه در اندرون و بررسی‏ای از سر صدق نسبت به ارتباط خواهش‏های نفسانی با آن مراحل است.

بررسی تأثیر گناه بر انواع معرفت نیز تأثیر قاطع گناه را در دست‏یابی به حکمت و مرتبه عرفانی نشان‏ می‏دهد.همچنین چگونگی تأثیر آن در تحصیل معرفت‏ها اخلاقی،هم در مرحله صدور احکام کلی و هم در مرحله‏ی تشخیص احکام جزئی،در این بخش روشن می‏شود.

در ارتباط با تحصیل علم به معنی معرفت عقلی نسبت به امور زمان‏مند،روشن می‏شود که گناه اولا و بالذات به جهت هم‏سویی علم با منفعت‏طلبی‏های انسان در غالب موارد،مانع دست‏یابی به سطح معینی‏ از آن نیست،اما هم مانع توجه به خداوند به منزله سرمنشأ آن‏ها و هم مانع توجه به حیثیت‏های معنایی با احساس‏ها و خواسته‏های منفعت‏طلبانه انسان می‏شود.از سوی دیگر،رخوت‏ها و راحت‏طلبی‏هایی که خود مانع تحصیل معرفت در این حوزه می‏گردد،و لجاجت‏های برخاسته از تعصب‏های نسبت به افکار و عقاید خویشتن نیز در این‏جا تأثیر خود را نشان می‏دهد.

نویسنده در پایان گفت که پژوهش در خصوص مسئله تأثیر گناه بر معرفت نتایجی از این دست را در پی دارد:

1.تأثیر گناه بر معرفت که بهترین بیان خود را در تأثیر عجب بشری بر شناخت وی می‏یابد،تأثیری‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی